متن عاشقانه بلند

اس ام اس دوست داشتن

نمایندگی پیامک صوتی

زوجِ پير زمستان
امروز
با تو مردند،
و مانده كودكى دمِ شير؛
كه بميرد.
امروز هم گذشت،
دهانِ شعرم،
واماندهء كِرم تُست.

******

پیامک صوتی

 

اس ام اس دوست داشتن
اس ام اس دوست داشتن

 

عشق تو كلاغها را هم سير مى كند.
من عاشق روزافزون توام؛ البته نه از آن عشقهايى كه مثلا خدا به تماشايش بنشيند يا كه حتا سرد و سرماى زمستان را مطبوع كند.
يك عشق از طبقهء متوسط، مثل خودم و يك عشق از جنس خستگى، مثل مثلاً، تو. و تويى كه شبيه روياهاى لَم يُحَقق منى. و منى كه در پوست و استخوان روياهايم حكم ابد خورده ام.
من يك دهان حرف ، و به تعداد دندانهايم موضوع براى حرف زدن دارم. من يك دهان حرف دارم اما اين روزها سكوت برايم فتِ پا كشيده. حرف دارم؛ و حيف كه در كودكى ام مادرم يادم داد كه با دهان پر حرف نزنم.
من ايستاده ام؛
تهران مرا مرد بار آورده و ورشكستگى هاى عاطفى ام هم. من ايستاده ميميرم. من ايستاده ام و روزى هفده مرتبه با خودم ميگويم مردِ جنگ، مردِ فرار نيست. من ايستادم ام و يبوست چشمانم را درمان خواهم كرد. من ايستاده ام.
عشق تو كلاغها را هم سير ميكند. فهميدي؟

******

تبلیغات صوتی

پیامک عاشقانه
پیامک عاشقانه

جمعه شايد
زن میانسالیست مضطرب،
کنج خانه،
نگاهش به در ماسيده،
تا شاید آدم توی قاب عکس اتاقش،
برگردد.
شاید هم کودکیست،
که دلش را پشت ویترین مغازه جا گذاشته.

من اما میگویم جمعه شکل من است،
منِ بی تو؛
همینقدر سرد،
همینقدر هم تلخ.
چه حکمتیست که چای جمعه ها
با چيزى شیرین نمیشود
و دلت با وعده ی پیش رو گرم نمیشود.
جمعه ها چشم به راهم جانم،
پس کی میایی؟؟
نکند چندشمبهء هفته را گم کرده باشی،
نکند مارا گم کرده باشی..

******

ارسال پیامک صوتی

اس ام اس عاشقانه
اس ام اس عاشقانه

من با تو، با زبان كبوترها سخن ميگويم. با معيارهاى غير از مرسومِ اين روزگار حقير. من از شيرينىِ زمين، تورا الهام ميگيرم.

******

اپراتور پیامک صوتی

دلم ميخواهد يه ساعت مردهء ناكوك باشد و يك ميز خالى و تو. و تا هر چه ثانيه از عمرِ زمين گذشته و هرچند دورى كه او به دور خود چرخ زده، من دور و بر تو بگردم.
دلم ميخواهد اين قلم تا جوهر در خودش دارد، از تو بنويسد.
دلم ميخواهد در تمام شفافيتِ مخلوق، فقط تورا ببينم.
دلم ميخواهد زبان مادرى فراموشم شود؛ از اين تهرانِ كثافت جدا شوم و مثلاً حتا به قند، “گند” بگويم تا گند زده شود به همهء اين حيثيتِ تُف مال و دست سازى كه براى خودمان دست و پا كرده ايم.
دلم ميخواهد از اين شهر بروم؛ هركجا باشد، توقيرى ندارد، كسى كه در حينِ سقوط است، قدر نخ دندان را هم ميداند. دلم ميخواهد از افتضاح اين شهر به زندان فرار كنم. شهرى كه همهء فعل هايش بر “افتعال” است؛ اشتغال، افتضاح، اشتعال، اشتهاء، اشتهار، اشتعار، اشتباه، اختفاء، اكتساب.
و امان از اين آخرى،
امان از اكتساب.
همهء اين شهر از صبح على الطلوع تا سگخوانِ غروب، دنبال بدست آوردنند. دنبال اينكه يكشان دو شود و دويشان صد. دنبال اينكه يك صفر به دنبالهء اعدادشان بيافزايند. دنبال چيزى كه از استخوان خوك در دستانِ يك جذامىِ گورنشين مشمئز كننده تر است. چرا نمى روند ببينند از چه چيز ساخته شده اند؟
در اين شهر همه در پى بالا رفتن اند. يا از نردبانِ به توهم خودشان، موفقيت، يا از پر و پاچهء قدرت داران و زورمندان.
من نميفهمم. نميدانم بين اين جماعت چه مى كنم. نميدانم اگر اين شهر، تو و مرتضى و كهف نداشت چه خاكى بر سرم ميريختم. در شهرى كه عدالت خدا را هم با بالا و پايين شهر مى سنجند، من چه مى كنم؟ در شهرى كه خوراك و ادوات سگ از نان، گرانتر برچسب خورده، من چه ميكنم؟
اين شهر بى تو جاى ماندن ندارن.
البته كه اين شهر هوا هم ندارد، اما من در حِصن هواى تو محصورم. تو كه مرا ياد باد مى اندازى. و ياد خدا.
اين روزها تو را از من استطاق ميكنند. و من زير لامپِ تفتيششان عاشقانه وصفت ميكنم. از نسخه هاى جديدى كه به بازار ارائه مى كنى. از نطفهء اتحاد و آشتى كه در دل تو زيست مى كند. از خوب بودنت كه حال همه را به هم زده.
ميگويم و از حسادتشان ريسه مى روم. از تو ميگويم و قرعهء كارشكنىِ مخفى در دستانشان را پوچ ميكنم.
بهترينِ من؛ اينها حقيرند. و تو اثبات شده اى. هم براى من و هم براى همه.
چشمشان درايد؛
به درك كه زيبايى را نميفهمند.
به درك كه پاى ايمانشان مى لرزد.
به درك.

 

******

پیامک صوتی صدارس

شکست عشقی
شکست عشقی

اميدم،
بالاخره ما، من و تو و مردم خواهيم فهميد كه خورشيد دزديدنى نيست. روزى مى آيد كه تلخند هاى خدا تكرار نشوند. خدا به ما اشك مى دهد و تا ابد الآبدين، باقي خواهيم ماند.
روزي خواهد آمد كه براي هيچ پيرمردي عصا نخرند، جاذبه بر زنان و دختران اين كشور اثر كند و پول مسبب چرخش زمين نباشد.
روزي ميرسد كه آن لبهء جدولِ گوشهء خيابانِ محلتان پريده نباشد. دخترى يا مادري و خواهري، پسري يا برادر و پدري ، هيچكدام پيشاني اش را از بي پناهي به ديركى نخواهد كوبيد.
روزى ميرسد كه من لبخند مدامت را حلوا حلوا ميكنم. تو يك خندهء عميق مي كشي و كار از سالگرد، به ماهگرد و روزگردِ اين اتفاق ميرسد. روزى كه ما غمگينان عالم، زاري كنندگان جهان و پاره شدگان واقعي، شناسنامه دار خواهيم شد و از هر معبري كه بُگذريم، همه با انگشت نشانمان دهد؛ چرا كه ما سبّابهء اين دوره ايم.
دلبندكم،
بالاخره روزى مى رسد كه تلسماتِ جهانيان ناكار شده اند. ما و مردم خواهيم فهميد كه مهتاب فريفتني نيست و اويي كه بايد بتابد ميتابد. ميفهميم كه آن خشكي كه منظور كوير است با خشكيِ ما كشتي شكستگان تومني ده قران فرق دارد.
در آن روز مادرانمان به خستگيِ زاييدن ما مفتخر خواهند بود.

تا آن روز بتركد چشم حسودانت.

******

پنل صوتی

چشمان تو فراموشى مى آورد.
امروز حرفى ندارم جز اينكهاين حرفها را بدزدم و بگويم:
خانم چشمان شما از آن مدل چشمهاست كه بايد ازشان پرسيد: ببخشید، آتیش داری؟ میخوام تکلیفم را با بقيه زندگى روشن کنم.
حرفى ندارم جز اينكه “شالت آبیه ، مثه دریاس ، موج داره دریات”
جز اينكع بگويى “ينی چی؟” من هم بگويم “پیچ پیچی”
جز اينكه ببينم اهل دلى.
جز اينكه بگويمت: “وختى میخندی تو دلم لباس میشورن.”
جز اينكه بگويمت: “سرت که پایین بود باد میومد.”
جز اينكه بگويمت: “یه لاخ از موات بیرون بود، تاب میخورد. دووم نیوردم، دیوونه شدم.”
جز اينكه بگويمت: “تو ازونایی که وقتی میرن شمعدونیا دق میکنن. صدات مثه بوی بنزین میمونه، آدم دوس داره همه شو بکشه توی خودش”
جز اينكه بگويم: “تو ازونایی که همه راها بهش ختم میشن.
خنده هات مثه آب میمونه، بی صداس ولی حال میده”

امروز حرفى ندارم جز اينكه به تو پيشنهاد دهم بگذارى عاشقت بمانم.

******

پنل صوتی رایگان

هر چشمى، چشم كه ميخورد،
هر طعمى، زُهم كه ميكند،
هر طفلى، رجم كه ميشود،
من ياد تو مى افتم..

هر سبزى، زرد كه ميشود،
هر زخمى، درد كه ميشود،
هر هُرمى، سرد كه ميشود،
من ياد تو مى افتم..

هر كظمى، غيض كه ميشود،
هر زنى، رمى كه ميشود،
هر پيكرى، طرح كه ميشود،
هر كمرى كه خم ميشود
هر گلويى كه نحر ميشود
هر يدالهى كه قطع ميشود
هر لبخندى كه خشك ميشود
هر مويى كه سپيده ميزند
هر
شمسى كه
غروب ميكند
ياد تو مى افتم
ياد تو مى افتم
و
ياد تو مى افتم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *